ميرزا محمد على وفا زواره اى

221

تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )

اختيار 179 اسم سامى و تخلّص گرامى و تاريخ ولادت با سعادتش « اختيار » است و از زمره شعراى ذوى الاقتدار « 1 » . مسقط الرأس جنابش دار السّرور هرات است و ممالك ايران را سيّاح ساحات . بهين سلالهء مهر سپهر هنرورى و آسمان جهان سخن‌گسترى ، ميرزا عبد اللّه خان ، متخلّص به « 2 » شهاب ، 180 [ است ] كه از صناديد مشاهير شعراى خراسان و از بيم تيغ زبانش جهانى هراسان بود . مشار اليه آن بحر طوفان‌زا را رخشان گوهر است و ثمرهء آن برومند شجر ، در مراتب شاعرى ، طاق و چون پدر نامدار « 3 » ، شهرهء آفاق است . به چند سال از اين پيش ، كاتب را در دار الخلافه ، نعمت صحبتش مقدور و به محاورات دلاويزش ، مسرور آمد . « 4 » الحق ، جوانى است رئوف و به مكارم صفات ، موصوف . در اين اوان بهجت‌نشان كه موكب فيروزى كوكب شاهنشاهى ، ساحات اصفهان را ، غيرت فراديس جنان نمود ، مشار اليه در التزام صحبت اسپهبد آفاق ، فرمانرواى ممالك عراق ، مهر آفتاب‌چهر شهريار ، امير الامراء الكبار ، غلامحسين خان سپهدار 181 ، كه در اين دولت جاويد مدّت ، به‌جز از سرانگشت فتوتش ، گرهى از كار فروبستهء شعرا نگشايد و به‌جز « 5 » از آستين عنايتش ، غبارى از آيينهء خاطر اين طايفه نزدايد ، وارد اصفهان و به مقتضاى ارادت و حسن فطرت و ميل جبلّت ، به صاحب دستگاه شريعت ، در مديح سركار شرايع‌مدار ، قدوة الايام مقتدى الانام - ادام اللّه بدوامه الاسلام - اين قصيده را در سلك نظم كشيده ، معروض آورده ، زيب‌افزاى اين سفينه نمود . « 6 » صدرى به بارگاه شريعت ، مصدّر است * كش با علوم ، نسبت افعال و مصدر است

--> ( 1 ) - روزگار ( 2 ) - ( ندارد ) ( 3 ) - نامدارش ( 4 ) - ( ندارد ) ( 5 ) - غير ( 6 ) - آورد